عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط کیفیت سیاست افشاء پیش بینی سود مدیریت و هزینه حقوق صاحبان سهام

قسمتی از متن پایان نامه :

2-12  تئوری نمایندگی

این نظریه مربوط به موردی می باشد که یک نفر مسئولیت تصمیم‌گیری در خصوص توزیع منابع مالی و اقتصادی و یا انجام خدمتی را طی قرارداد مشخصی به شخص دیگر واگذار می‌نماید. شخص اول را در اصطلاح مالک (صاحبکار) و شخص دوم را نماینده (کارگزار) می‌نامند (نمازی، 1384).

در روابط نمایندگی، هدف مالکان حداکثر‌سازی ثروت می باشد. لذا به مقصود دستیابی به این هدف، بر کار نماینده نظارت می‌کنند و عملکرد او را مورد ارزیابی قرار می‌دهند.

بعضی از مطالعات انجام شده در این حوزه، حاکی از آن می باشد که مدیران مؤسسات به لحاظ دسترسی به اطلاعات بیشتر در مقایسه با سهامداران پراکنده، از انگیزه بالایی برای تعقیب منافع شخصی خود به جای منافع مالک، برخوردارند. پدیده‌ای که در اصطلاح، مسأله نمایندگی نامیده می گردد.

2-12-1  تضاد منافع

یکی از معضلات نمایندگی، وجود تضاد بین مالک و مدیر می‌باشد. محققین مطالعات زیادی را در ارتباط با تضاد منافع بین مدیران و مالکان انجام داده‌اند. مفهوم «نمایندگی» در سال 1976 توسط جنسن و مکلینگ به مقصود تبیین تضاد منافع بین مالکان و سهامداران و طلبکاران مورد بهره گیری قرار گرفت. جنسن و مکلینگ دو نوع تضاد منافع را شناسایی کردند: 1. تضاد منافع میان مالکان و مدیران  2. تضاد منافع میان مالکان و بستانکاران. آن دو سهامداران را به دو دسته تقسیم نمودند: اول سهامداران داخلی که عهده‌دار مدیریت شرکت می‌باشند و دوم سهامداران بیرونی که نقشی در اداره شرکت ندارند. هر دو طبقه فوق سود و سهام یکسانی دریافت می‌کنند. در چنین شرایطی مدیر انگیزه لازم را برای اتخاذ آن دسته از تدابیر و سیاستهای سرمایه‌گذاری و مالی که بتواند به هزینه سهامداران بیرونی به تحقق منافع او بیانجامد را خواهد داشت. افزایش سهام مدیریت منجر به افزایش ارزش شرکت خواهد گردید. جنسن و مکلینگ اعتقاد داشتند که تضاد منافع بین سهامداران و مدیران از آنجا ناشی می گردد که مدیران کمتر از صد‌در‌صد حقوق باقی مانده را در اختیار دارند. در نتیجه آنها تمامی سود حاصل از فعالیت‌های افزایش سود خویش را به دست نمی‌آورند، این در حالی می باشد که آنها تمامی هزینه‌های فعالیت‌ها را متحمل شوند. جنسن پیش‌بینی نمود که وقتی مدیران جریان‌های نقدی آزاد بیشتری در دسترس داشته باشند، رفتارهای فرصت‌طلبانه‌ای مانند سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها با خالص جریان‌های نقدی کمتر، کوشش کمتر برای ایجاد درآمد، انجام هزینه‌های اضافی، تلف‌کردن عایدی‌ها و مواردی از این قبیل را انجام می‌دهند. ایشان همچنین پیش‌بینی نمود که افزایش اهرم، مدیران را منضبط کرده و رفتارهای فرصت‌طلبانه آنها را کمتر می کند. وی علت این امر را در این موضوع می‌داند که باز‌پرداخت بدهی، وجه نقد اضافی کمتری را برای مدیران باقی می‌گذارد (جنسن، 1986).

هزینه‌های نمایندگی را به سه دسته می‌توان تقسیم نمود:

الف. هزینه‌های مستقیم و غیر‌مستقیم مربوط به استخدام و پرداخت حقوق و مزایا.

ب. هزینه‌های مربوط به روش‌های کنترل رفتار مدیر (هزینه حسابرسی و استقرار کنترل داخلی)

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ج. هزینه‌های باقیمانده (تفاوت بین عملکرد واقعی و عملکرد مورد انتظار مدیر که مربوط به تعقیب منافع شخصی می باشد.

بدین ترتیب یکی از فرض‌های تئوری نمایندگی وجود تضاد منافع بین سهامدار و مدیر می‌باشد. بدین معنی که مدیریت کوشش در حداکثر کردن منافع خود دارد که این هدف لزوماً در راستای به حداکثر رساندن ارزش شرکت نمی‌باشد.بعضی از نظریه‌پردازان که به وجود تضاد منافع بین مالکان و مدیران اعتقاد دارند، برای حل مشکل و ایجاد همسویی بین منافع آندو، استقرار مکانیزم‌هایی نظیر اختیار خرید سهام و یا طرح‌های تشویقی مبتنی بر عملکرد را پیشنهاد می‌کنند (مشکی، 1389).

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوال پژوهش

این پژوهش در پی پاسخگویی به دو سوال اساسی زیر می باشد:

  1. آیا بین سیاست کیفیت سود پیش بینی شده مدیریت و هزینه حقوق صاحبان سهام ارتباط ی معناداری هست؟
  2. آیا بین عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه ی حقوق صاحبان سهام  ارتباط ی معناداری هست؟

مطالعه ارتباط کیفیت سیاست افشاء پیش بینی سود مدیریت و هزینه حقوق صاحبان سهام

پایان نامه - تز - رشته حسابداری